به وب سایت آموزشی

payamnaderi.com

خوش آمدید


در اینجا قرار هست که درباره ی خودم ، وبسایتم و کارهایی که قرار هست در این سایت انجام بدهم با شما صحبت کنم .

 

حدودا از سن ۶ سالگی کار فروشندگی رو آغاز کردم از فروش شانسی گرفته تا فروش اسباب بازی های خودم و حتی آب زرشکی که مادرم اون رو درست کرده بود .

البته تمام این کارها فقط برای تفریح بود و در اوقات فراغت من انجام میشد .

وقتی بزرگتر شدم و دانش آموز شدم به همراه پدرم به مغازه ی ایشون رفتم و اصول اولیه ی کاسبی رو آموزش دیدم .

 

البته که خودم دوست نداشتم مغازه داری یادبگیرم ولی خُب ، یادگرفتم .

 

کم کم تونستم فروشندگی رو یادبگیرم و با همکاران اطرافم هم ارتباط برقرار بکنم .

این روند تا دهه ی هشتاد شمسی ادامه داشت و در اواخر سال ۸۸ تصمیم گرفتم که دنیای جدیدی رو تجربه کنم و از مغازه ی پدرم بیام بیرون و مستقل کار کنم .

دقیقا یادم نیست که اون زمان چرا این تصمیم رو گرفتم ولی بیشتر از همه دوست داشتم مدیر خودم باشم و  بتوانم از توانایی هایم کسب درآمد کنم .

راستش از اینکه یکی بخواد بهم دستور بده خیلی خوشم نمیاد و دوست دارم همیشه ایده های جدید رو تست کنم .

 

بعد از اینکه مستقل شدم رفتم سراغ روزنامه ی همشهری و دنبال کار بازاریابی گشتم .

با خودم گفتم بازاریابی کاریه که نه کسی بهت دستور میده و نه قراره که زیر دست کسی و تو یه چهارچوب خاص کار کنی و نه اینکه از همه مهمتر نیاز به سرمایه ی اولیه داره . بنابراین این شغلیه که به دردت میخوره .

 

خلاصه که بالاخره کار پیدا کردم اونم چه کاری

البته هرچند وقت یک بار صنف فعالیتم عوض میشد .

چند تاش رو واستون مثال میزنم

ویزیتوری لوازم غیر مصرفی سوپرمارکت ها

تو این شرکت مدیرمون میگفت تو حرفه ای هستی و خوب میتونی صحبت کنی و بفروشی ولی باید یکم صبر کنی و بیشتر بری دنبال مشتری تا یکم جا بیفتی ( راستش اصلا باورشون نمیشد که من تازه کار باشم ) چون انصافا حرفه ای بودم

بازاریابی و فروش لوازم تحریر به سازمان ها

یه مدت رویای بیزنس تو بازارتهران رو داشتم . به خاطر همین با پسرخالم یه خط تلفن گرفتیم ، کارت ویزیت چاپ کردیم و با یکی از دوستان بازاری صحبت کردیم تا آدرس مغازه و شماره تلفن اون رو بزنیم رو کارت ویزیتمون و خودمون رو صاحب مغازه معرفی کنیم تا مشتری ها به ما اعتماد کنن .

مدرس بازاریابی و فروش

حدودا ۶ ماه تو این کار بودیم ، اون موقع نمیدونستم چرا هرجا میریم واسه بازاریابی و موقعی که میخوایم مشتری رو پرزنت کنیم  مشتری میگه باشه باهاتون تماس میگیرم ولی بعدا زنگ نمیزنن .

بعدها فهمیدم که چقدر نابلد بودیم ….

و اگه فروشی داشتیم بیشتر به خاطر مهارت ذاتی من بود وگرنه فرایند فروشمون کلا اشتباه بود .

بازاریابیB TO C  برای شرکت های حمل و نقل در تهران

فروش B to C یعنی اینکه محصولت رو مستقیم به دست مصرف کننده برسونی و هیچ واسطه ای وجود نداشته باشه . یه مدتی هم برای یه شرکت باربری بازاریابی انجام میدادم و به جرات میتونم بگم در اینجا بود که به خودم شک کردم که اصلا چرا اینجا دارم کار میکنم . شاید باورتون نمیشه ، اغلب همکارهای من یجورایی من رو مسخره میکردند که چرا با وجود این همه توانایی در فروش ، دارم واسه یه شرکت سطح پایین کار میکنم .

فعالیت در حوزه ی بازاریابی شبکه ای یا network marketing

چقدر خاطره دارم از این کار . نتوورک مارکتینگ تنها راه رسیدن به آرزوها ( البته اون موقع بچه های نتوورک این حرف رو میگفتن )

خودم که خیلی راحت پرزنت شدم و با عشق رفتم تو این کار . اون موقع یه تو یه شرکت کارگری میکردم و موقعی که با نتوورک آشنا شدم کارم رو ول کردم . چندین ماه کار کردیم و من توی نتوورک اعتماد به نفسم خیلی خیلی بالاتر رفت و به این باور رسیدم که فقط فروش باید کار من باشه و اصلا بعد از نتوورک بود که روند زندگی من عوض شد .

بازاریابی و فروش خدمات عکاسی به تالارهای عروسی

یادم رفت بگم ، شغل پدرم عکاسی بود و من هم از بچگی با ایشون کار میکردم . یه روزی به فکر گسترش کار بودم و این ایده اومد تو ذهنم که برم و جاهایی که نیاز به عکاس و فیلمبردار دارن رو پرزنت کنم . از اونجایی که فاصله بین فکر و اقدام من خیلی کم هستش ، خیلی سریع تونستم چند تا تالار عروسی رو برای همکاری پرزنت کنم . ( اینجا دیگه فروش رو خوب بلد بودم )

بازاریابی و فروش کتاب های صوتی در نمایشگاه کتاب تهران

تو فکر بیزنس اینترنتی بودم که یهو اومد تو ذهنم که یه سایت فروش کتاب صوتی راه بندازم . یه جمله ی باحال از عطار شنیده بودم که خودم همین الان کلاس هام رو معمولا با این شعر به پایان میرسونم ..

مدرس بازاریابی و فروش

تو خود پای در راه بده و هیچ مپرس -که خود را بگویدد که چون باید رفت

تحت تاثیر این شعر ، رفتم تو نمایشگاه کتاب تهران و با حداقل ۵۰ تا ناشر صحبت کردم تا با همدیگه همکاری کنیم .

من حتی تونستم بدون اینکه هیچ هزینه ای بکنم برای وبسایتم صداپیشه استخدام بکنم . اینا به خاطر مهارت فروشی بود که بلد بودم . اسم سایت آبشار بوک بود ( الان دیگه وجود نداره ) چون تمرکزم فعلا روی این سایت هستش .

 

چند سال این روند را ادامه دادم

و در کار فروش محصولات و خدمات مختلفی فعالیت کردم .

البته چندسالی هم کارمند بودم که در اونجا هم کلی مهارت جدید یادگرفتم که اون ها هم توی فروش خیلی کمکم کردند .

بنابراین الان دیگه تقریبا من رو میشناسید و با گذشته کاری من آشنا هستید .

پس بگذارید دقیق تر بگویم که من کی هستم ؟

 

من کی هستم ؟

تو یه جمله خودم رو معرفی میکنم

 

من پیام نادری هستم ،نویسنده ی ۲ جلد کتاب در زمینه ی کسب و کار و مهارت ارتباطی و ده ها مقاله در مورد فروش حرفه ای و همچنین سخنران ، مدرس ، محقق و یک عاشق سینه چاک  در زمینه ی فروش و بنیانگذار تیم آموزشی پیام نادری

 

بنابراین من فقط مدرس فروش نیستم من فروشنده ای هستم که فروش را تدریس میکند .

مدرس بازاریابی و فروش

تمرکز من به همراه تیمم که جلوتر با بعضی از اون ها  آشنا میشید ، تولید محتوای علمی و کاربردی هستش . در واقع یا مقاله نمینویسیم یا اینکه یه چیز به درد بخور مینویسیم ، یا ویدئو و صدا ضبط نمیکنیم به غیر از اینکه بخوایم مطلب کاربردی خدمت شما ارائه بدیم .

سمینار و کارگاه هم همینطور یا کار نمیکنیم و یا اگه کار کنیم سعی میکنیم که حرفه ای کار کنیم .

بنابراین اگه بخوام رسالت  وب سایت و تیم payamnaderi.com رو تو یک جمله بیان بکنم باید بگم که رسالت ما

آموزش مطالبی هست که درآمد شما و سازمانتون رو بیشتر میکنه و مطالبی که باعث میشه شما به یک مدیر و یا یک فروشنده ی حرفه ای تبدیل شوید .

 

ضمنا اگر دوست داشتید در مورد برنامه های کاری من که الان داره انجام میشه و رزومه من خیلی بیشتر بدونیدمیتونید به این لینک مراجعه کنید .

 


با ما همراه باشید

دوست شما پیام نادری

مدرس بازاریابی و فروش

 

 

و در آخر جناب آقای مهندس سامان مقدمی مدیریت برنامه های من

( در یک جمله معرفی میکنم : مرد فوق العاده خلاق ، پرانرژی و آچار فرانسه تیم ما )